اکثر والدین فکر می کنند کودکان برای به دست آوردن چیزی که می خواهند، اجتناب از عواقب آن یا رهایی از کاری که نمی خواهند انجام دهند، دروغ می گویند. اینها انگیزههای رایجی هستند، اما دلایلی وجود دارد که چرا بچهها ممکن است حقیقت را نگویند - یا حداقل تمام حقیقت را.
برای آزمایش یک رفتار جدید
دکتر روس میگوید یکی از دلایلی که کودکان دروغ میگویند این است که آنها این ایده جدید را کشف کردهاند و آن را امتحان میکنند، درست مانند بسیاری از رفتارها، تا ببینند چه اتفاقی میافتد. "آنها تعجب خواهند کرد، اگر در مورد این وضعیت دروغ بگویم چه اتفاقی می افتد؟" او می گوید. "این برای من چکار خواهد کرد؟ من را از چه چیزی بیرون می آورد؟ چه چیزی به من می رسد؟»برای ارتباط با روانشناس کودک اینجا کلیک کنید
برای افزایش عزت نفس و کسب تایید
کودکانی که اعتماد به نفس ندارند ممکن است دروغ های بزرگی بگویند تا خود را چشمگیرتر، خاص یا با استعدادتر جلوه دهند تا عزت نفس خود را افزایش دهند و خود را در چشم دیگران خوب جلوه دهند. دکتر راس به یاد می آورد که با یک دانش آموز کلاس هشتمی که در حدود 80 درصد مواقع به شدت اغراق می کرد، رفتار کرده بود: «آنها نوعی تجارب باورنکردنی بودند که اصلاً در محدوده های قابل قبول نبودند». به عنوان مثال، پسر میگوید که به مهمانی رفته است و وقتی از در میآید، همه شروع به خواندن برای او کردهاند.
تا تمرکز را از خودشان دور کنند
دکتر روس خاطرنشان می کند، کودکان مبتلا به اضطراب یا افسردگی ممکن است در مورد علائم خود دروغ بگویند تا توجه آنها را از بین ببرند. یا ممکن است مسائل خود را به حداقل برسانند و چیزی مانند "نه، نه، دیشب خوب خوابیدم" بگویند زیرا نمی خواهند مردم در مورد آنها نگران باشند.
صحبت کردن قبل از اینکه فکر کنند
دکتر کارول برادی، روانشناس بالینی و ستون نویس منظم مجله ADDitude که با تعداد زیادی از کودکان مبتلا به ADHD کار می کند ، می گوید که ممکن است از روی تکانشگری دروغ بگویند. او میگوید: «یکی از مشخصههای نوع تکانشی ADHD این است که قبل از اینکه فکر کنند، صحبت میکنند، بنابراین اغلب اوقات با این مشکل دروغگو مواجه میشوید.»
دکتر برادی می افزاید: گاهی اوقات بچه ها واقعاً می توانند باور کنند که کاری انجام داده اند و آنچه شبیه دروغ به نظر می رسد را بگویند. "گاهی اوقات آنها واقعاً فراموش می کنند. من بچههایی دارم که میگویند، «راستش را بگویم، دکتر بردی، فکر کردم تکالیفم را انجام دادهام. من واقعا فکر کردم که کردم. یادم نمیآمد که این کار اضافی داشته باشم.» او میگوید وقتی این اتفاق میافتد، آنها برای تکمیل حافظه خود با استفاده از تکنیکهایی مانند چک لیست، محدودیتهای زمانی و سازماندهندهها به کمک نیاز دارند.
و سپس دروغ های سفید وجود دارد
فقط برای اینکه همه چیز پیچیده تر شود، در موقعیت های خاص ممکن است والدین واقعاً کودکان را تشویق کنند که یک دروغ سفید بگویند تا از احساسات دیگران در امان بمانند. در این مورد، دروغ سفید و زمان استفاده از آن زیر چتر مهارت های اجتماعی قرار می گیرد.
کاری که والدین می توانند با دروغ گویی انجام دهند
هم دکتر روس و هم دکتر بردی می گویند که در ابتدا مهم است که به کارکرد دروغ فکر کنیم. دکتر راس می گوید: «وقتی من ارزیابی می کنم، در فرم های دریافت ما سؤالاتی وجود دارد که والدین می توانند بررسی کنند که آیا کودک دروغ می گوید یا خیر. این چیزی است که من ممکن است 20 دقیقه در آن به کندوکاو بپردازم. چه نوع دروغ هایی، شرایط دروغ ها چگونه است؟» او می گوید که درمان های رفتاری به عملکرد دروغ ها و شدت مشکل بستگی دارد . او می گوید: «هیچ دستورالعمل سخت و سریعی وجود ندارد. سطوح مختلف به معنای پیامدهای متفاوت است.
دروغ سطح 1
زمانی که صحبت از دروغهای جلب توجه به میان میآید، دکتر روس میگوید که بهطور کلی، بهتر است آن را نادیده بگیرید. به جای گفتن تند، «این یک دروغ است. من میدانم که این اتفاق برای شما نیفتاده است.» او رویکرد ملایمی را پیشنهاد میکند که در آن والدین لزوماً نتیجهای ندارند، اما سعی نمیکنند توجه زیادی به آن جلب کنند.
این امر به ویژه در صورتی صادق است که دروغ ناشی از اعتماد به نفس پایین باشد. بنابراین اگر آنها می گویند، "من امروز در تعطیلات فوتبال 10 گل به ثمر رساندم و همه من را روی شانه های خود گذاشتند و این شگفت انگیز بود" و شما فکر می کنید که این درست نیست، من می گویم یک سری سوالات بعدی نپرسید." برای این نوع دروغهای سطح پایین که واقعاً به کسی آسیب نمیرسانند، اما رفتار خوبی نیستند، نادیده گرفتن و هدایت کردن به چیزی که میدانید واقعیتر است، راهی است که باید انجام دهید.
سطح 2 دروغ می گوید
دکتر روس می گوید اگر این کار موثر نباشد، والدین می توانند با ارائه یک توبیخ ملایم در مورد آن شفاف تر عمل کنند. او میگوید: «من موقعیتهایی داشتهام که این یک نوع دروغ متورم و خارقالعاده است. از والدین می خواهم که به آن برچسب بزنند و آن را یک داستان بلند بنامند. اگر کودک یکی از این داستانها را تعریف میکند، یکی از والدین به آرامی میگوید: "هی، این یک داستان بلند به نظر میرسد، چرا دوباره تلاش نمیکنی و به من بگو واقعا چه اتفاقی افتاده است؟" این در مورد اشاره به رفتار و تشویق کودکان به تلاش مجدد است.
دروغ سطح 3
اگر چیزی جدیتر باشد، مانند اینکه بچههای بزرگتر درباره جایی که بودهاند یا اینکه تکالیف خود را انجام دادهاند دروغ میگویند، والدین میتوانند به پیامد آن فکر کنند . بچهها باید روشن باشند که این نوع دروغ عواقبی خواهد داشت، بنابراین این امر از بین نمیرود. مانند همه عواقب، دکتر راوس توصیه میکند که باید کوتاهمدت باشد، نه زیادهروی، که به کودک فرصتی میدهد تا به انجام رفتارهای بهتر بازگردد. چند مثال: از دست دادن تلفن خود برای یک ساعت یا مجبور به انجام یک کار روزمره
همچنین، بسته به شدت، باید مؤلفهای برای پرداختن به آنچه آنها در مورد آن دروغ میگفتند وجود داشته باشد. اگر کودکی گفته است که در تمام هفته هیچ تکلیفی نداشته و سپس والدین متوجه میشوند که هر روز تکلیف دارند، باید یک نوع پیامد برای دروغگویی وجود داشته باشد و همچنین باید بنشیند و همه کارها را انجام دهد. اگر بچه دیگری را زده باشند و در مورد آن دروغ گفته باشند، دروغ گفتن و همچنین ضربه زدن عواقبی دارد. دکتر روس میگوید در این مورد، از فرزندتان هم بخواهید برای کودک دیگر یک نامه عذرخواهی بنویسد.
راه هایی برای کمک به فرزندانتان در وهله اول از دروغ گفتن
بگذارید بد