کودکان در خانوادهها دارای شخصیتها و ویژگیهای متفاوت هستند و بالطبع برخورد با آن و نوع انتظارات متفاوت خواهد بود. اما خیلی از مواقع رفتار متفاوت والدین تنها بر اساس جنسیت کودکان بوده و نابرابریهای غیر منطقی را ایجاد میکند که ممکن است بر کارکرد و روان کودکان تأثیر بگذارد. زمانی که حرف از تبعیض به میان میآید، مسئله آزادی در عمل و آزادی در گفتار نیز مطرح میشود. به دنبال تبعیض جنسیتی آزادی افرادی که در خانواده مورد تبعیض قرار گرفته میشوند، نادیده گرفته میشود.
1. کلیشههای جنسیتی در خانواده
یکی از موارد مورد بحث کلیشههای جنسیتی است که از خانوادهها شروع شده و تا سطح اجتماع ادامه مییابد. در بسیاری از جوامع به خصوص جوامع سنتیتر از همان کودکی از دختران انتظار میرود که نقشهای مادری و خانه داری را بیاموزند. بازیهایی که دختران به آن ترغیب میشوند، بازی با عروسک اسباب بازیهای خانه داری مثل وسایل خانه است. بازیهایی که پسران بیشتر به آن تشویق میشوند بازیهایی مثل ماشین بازی، تفنگ بازی و اسباب بازیهای ابزاری است.
هچنین کودکان دختر بیشتر برای بازیهای آرامتر و غیر فعالتر و بازیهایی که بر مراقبت و ارتباط تاکید دارد مثل مامان بازی و پسران بیشتر برای بازیهای فعالتر و گروهی مثل دزد و پلیس بازی ترغیب میشوند. موارد ذکر شده به معنای برتری یک نوع از علایق نیست، چه بسا کودکان به دلیل تفاوتهای زیستی عموما به این فعالیتهای متفاوت کشیده میشوند. برای مثال دختران به طور غریزی گرایش به مراقبت دارند.
همچنین پسران به طور تکاملی گرایش بیشتری به بازیهای رقابتی و قدرتی پیدا میکنند. اما مساله جایی ایجاد میشود که خانوادهها بدون توجه به علاقه و ویژگیهای اصلی کودکان تنها بر اساس جنسیتشان انتظاراتی داشته و تنها برخی فعالیتها را از آنها بپذیرند. برای مثال ممکن است دختری که علاقه و استعداد در فوتبال دارد، در خانواده هرگز پذیرفته نشود و والدین سعی کنند او را به سمت فعالیتهای دیگری که به نظرشان بیشتر دخترانه است سوق دهند. یا پسری که علاقه و استعداد فنی دارد ممکن است بیشتر از پسری که استعدادهای هنری دارد پذیرفته و حمایت شود.
2. انتظارات نابرابر در خانواده
این تفاوتها در نوع انتظارات و مسئولیتهای خانواده هم خود را نشان میدهد. خیلی از خانوادهها به خاطر نگرانیها یا باورهای خود، در فعالیتها و تفریحات به پسران آزادی بیشتری میدهند. آنها ممکن است در مورد ساعتهای ورود و خروج یا اجازه بیرون رفتن، انجام برخی فعالیتها یا روابط با دیگران در مورد دختران خود قوانین سختگیرانهتری بگذارند. از طرفی خیلی خانوادهها ممکن است در مورد مسئولیت پذیری کودکان، انجام کارهای سنگین یا مقابله با مشکلات به تنهایی از پسران خود انتظارات بیشتری داشته باشند.
ممکن است به صورت ناخودآگاه امکانات رفاهی بیشتری برای دختر خود فراهم کنند. همچنین با توجه به باورها و انتظارات از شخصیت پسران، خیلی خانوادهها به طور ناخودآگاه بیشتر تمایل دارند حمایت عاطفی و هیجانی بیشتری برای دختران فراهم کنند، و در شرایط مشابه پسران را به لحاظ عاطفی تا حدی نادیده بگیرند.
3. داشتن احساسات نابرابر نسبت به فرزندان
یک نکته قابل توجه دیگر این است که گاهی پدر یا مادر از قبل علاقه بیشتری به داشتن فرزند دختر یا پسر داشتهاند. این علاقه باعث میشود ناخودآگاه محبت بیشتری به یک فرزند داشته یا به کودک خود به خاطر جنسیتش توجه کمتری کند. همچنین ممکن است والد به دلیل علاقه بیشتری که به دختر یا پسر دارد، به طور ناهشیار نسبت به اشتباهات دختر یا پسرش بیشتر چشم پوشی کند و نسبت به دیگری سختگیریهای بیشتری نشان دهد. به علاوه این موضوع ممکن است باعث شود امکانات و خدمات بیشتری برای کودک یک جنس ایجاد کنند. این موضوع سلامت خانواده را تهدید میکند.
روانپزشک خوب در تهران