عوامل زیادی در ارزیابی رضایت زناشویی وارد می شوند: شخصیت همسر، رفتارهای محافظت از همسر، احتمال خیانت او، مطلوبیت هر یک از طرفین، حضور فرزندان و دیگران. اگر یکی از شریکها متوجه شود که دیگری در این حوزهها هزینههایی را تحمیل میکند (یا مشکلساز است)، ممکن است از طریق گفتگو با شریک، یا با جستجوی شریک جدید یا اضافی که مناسبتر برای شخص باشد، به آنها رسیدگی کند.
ویژگی های شخصیتی همسر
به نظر می رسد میزان رضایت یک فرد از ازدواج خود تا حدی با ویژگی های شخصیتی همسرش مرتبط باشد. شخصیت اغلب با پنج بعد سنجیده میشود، از جمله برونگرایی (غرضورزی، تسلط، برونگرایی در مقابل تسلیمگرایی، درونگرایی)، توافقپذیری (گرم، قابل اعتماد در مقابل سرد، مشکوک)، وظیفهشناسی (قابل اعتماد، به خوبی سازماندهی شده در مقابل غیرقابل اعتماد، سازماندهی نشده)، روان رنجوری. ثبات عاطفی، ایمن، یکنواخت در مقابل عصبی، خلق و خو) و گشودگی به تجربه (عقل، ادراکی، کنجکاو در مقابل غیرمحسوس). نارضایتی زناشویی اغلب به بی ثباتی عاطفی همسر مربوط می شود، اما نارضایتی به داشتن شریکی که وظیفه شناسی پایین، موافق بودن پایین، و باز بودن/عقل پایین دارد نیز مرتبط است. افرادی که با کسانی ازدواج می کنند که دارای این ویژگی های شخصیتی هستند، اغلب شکایت دارند که همسرشان غفلت، وابسته، مالکیت، خواری، حسادت، خیانت، غیرقابل اعتماد، تنگ نظری عاطفی، خودمحور، تمایل جنسی به دیگران و سوء استفاده از الکل است. بنابراین، ویژگی های شخصیتی هر یک از همسران کمک زیادی به رابطه می کند و به ازدواج رضایت بخش یا پایان آن به طلاق ختم می شود.
نگهبانی همسر
حتی پس از یافتن یک شریک مناسب و ایجاد یک رابطه پایدار، چالش های مرتبط با حفظ آن رابطه به وجود می آید. مردان و زنان اغلب سعی می کنند با انجام رفتارهای محافظت از همسر، مانع از تعرض شخص دیگری به ازدواج خود شوند. برخی از این رفتارها در واقع میتوانند هزینههایی را به همسر تحمیل کنند و در نتیجه با کاهش رضایت زناشویی مرتبط هستند. این رفتارهای محافظت از همسر شامل انحصار وقت شریک (به عنوان مثال، او تمام اوقات فراغت خود را با او می گذراند تا نتواند با زنان دیگر ملاقات کند)، تهدید یا تنبیه خیانت (مثلاً وقتی او را در حال معاشقه با کسی گرفتار کرد، او را زد. در غیر این صورت) و از نظر عاطفی دستکاری می کند (مثلاً او تهدید کرد که اگر او را ترک کند به خودش آسیب می رساند).
احتمال خیانت همسر
خیانت بدون شک می تواند مشکلاتی را در ازدواج ایجاد کند. خیانت های کشف شده مسائل مربوط به صداقت، اعتماد بین شرکا، تعهد و در نهایت عشق را به همراه دارد. از آنجایی که خیانت همسر پتانسیل تحمیل این هزینه های عاطفی را دارد، به نظر می رسد رضایت زناشویی با احتمال خیانت همسر رابطه منفی دارد. یعنی هرچه احتمال خیانت همسر بیشتر باشد، رضایت کمتری از شریک ازدواج و ازدواج خود دارد.
ارزش همسر
ارزش همسر را می توان به عنوان مطلوبیت یک شریک، ترکیبی از ویژگی های مختلف از جمله جذابیت فیزیکی، هوش و شخصیت در نظر گرفت. ازدواج هایی که در آن اختلاف بین شرکا در ارزش همسر وجود دارد، ازدواج هایی هستند که در آن هر دو طرف به احتمال زیاد خیانت می کنند، که نشان دهنده نارضایتی زناشویی است. به عنوان مثال، زمانی که یک شوهر به عنوان دارای ارزش همسری بالاتر از همسرش در نظر گرفته شود، او و همچنین او (شاید به دلایل تلافی جویانه)، احتمال بیشتری دارد که به ازدواج خود خیانت کنند. رضایت زناشویی کمتر مرتبط با این دشواری زمینهای زناشویی، از ارزشهای همسر متفاوت بین شرکا، بهعنوان شاخصی برای فرد با ارزش بالاتر از همسر ظاهر میشود که ممکن است در جای دیگری به دنبال شریکی با همسانتر باشد.
فرزندان
معرفی یک کودک زمینه زناشویی را به شدت تغییر می دهد. رضایت زناشویی تحت تأثیر فرزندان است و بر آنها تأثیر می گذارد. حضور فرزندان در ازدواج تأثیر متناقضی دارد که باعث افزایش ثبات ازدواج (حداقل در سنین جوانی فرزندان) و در عین حال کاهش رضایت زناشویی می شود. یعنی پدر و مادر بودن باعث می شود ازدواج کمتر شاد باشد اما احتمال دوام آن بیشتر است. علاوه بر این، نشان داده شده است که نزاع زناشویی، که شاخصی از نارضایتی است، در تفاوتهای عملکرد خوب بین کودکانی که از خانههای طلاق گرفتهاند و کودکانی که چنین نیستند، نقش دارد.
عوامل اضافی
علاوه بر این، عوامل زمینه خانوادگی، مانند رضایت از رابطه از ازدواج والدین، با رضایت زناشویی در ازدواج فعلی فرد مرتبط است. شاید تعجب آور باشد که به نظر می رسد رضایت زناشویی والدین بیشتر از طلاق والدین با رضایت زناشویی فعلی خود فرد مرتبط باشد.
سبکهای دلبستگی بزرگسالان نیز با رضایت زناشویی مرتبط است، به این معنا که بزرگسالان دلبستگی ایمن بیشتر از آن دسته از افرادی که اجتنابی یا دلبستگی دوسوگرایانه نگران هستند، در ازدواج خود راضی هستند. برخی از شرایط، مانند رویدادهای آسیب زا (به عنوان مثال، طوفان، یا سرطان بیضه)، به نظر می رسد که در واقع رضایت زناشویی را تقویت می کند. با این حال، عوامل استرسزا در حوزههای اقتصادی یا شغلی اغلب به کاهش رضایت زناشویی کمک میکنند. برای مثال، نشان داده شده است که نشان دادن عاطفه منفی در روابط زناشویی در بین کارکنان یقه آبی به جای یقه سفیدها بیشتر است.