درمان وسواس فکری مذهبی
درمان وسواس فکری همواره با کمک به فرد مبتلا و خانواده اش درباره درک سرمنشاء علائم وسواس گونه آغاز میشود. وسواس و اجباری که بیماران تجربه میکنند، بسیار قدرتمند است؛ درمورد مت به اندازهای بود که او را در بیمارستان بستری کرد. اما درک اینکه این اختلال چگونه کار میکند، شروع قدرت بخشیدن به افراد است.
افراد مبتلا به وسواس فکری دست به انجام اعمالی از روی اجبار میزنند تا اضطرابی که به علت تصاویر یا افکار ناخواسته احساس میکنند را خنثی یا دور کنند. اما افراد مبتلا به وسواس فکری متوجه نمیشوند که یک اختلال ذهنی و روانی پشت این افکار و اعمال وسواس گونه قرار دارد. درمورد وسواس فکری مذهبی، فرد مبتلا به اشتباه فکر میکند که نماز خواندن پاسخی مناسب به افکار کفر آمیز است، درحالی که او متوجه نیست در واقع بیماری وسواس این افکار را به او تحمیل میکند.
کمک به مردم برای درک اینکه اختلال وسواس فکری چه میکند ضروری است. اگر میخواهید دعا بخوانید، چون باعث آرامش و برقراری ارتباط معنوی میشود، عالی است، اما اگر دعا میکنید، چون میترسید که اگر این کار را نکنید مجازات میشوید، و بارها و بارها تکرار میکنید، شاید مبتلا به وسواس فکری مذهبی باشید.
درمان وسواس فکری با روش درمانی مواجهه با پیشگیری از پاسخ، یکی از موثرترین روشهاست. این کار با مواجه کردن فرد با افکار استرسزا به صورت تدریجی و در محیطی امن انجام میشود. فرد در این درمان یاد میگیرد که اضطراب و احساس ترسش را تحمل کند و مشاهده کند که با این کار قدرت این افکار به تدریج کاهش مییابد؛ و سپس او آماده میشود تا با چیزهای چالش برانگیزتری روبرو شود.
برای اطمینان از اینکه این مواجههها بیش از حد سخت نباشند، مشاور در ابتدا از بیمار، موارد استرس زا را میپرسد و آنها را رتبه بندی میکند، از استرس خفیف تا عمده نگرانیها. سپس این ترسها را یکی پس از دیگری رفع میکند.
دکتر بابریک میگوید: «در مورد مت و نگرانی او درباره شیطان، ما او را با آهنگهایی مواجه کردیم که در آن واژه شیطان شنیده میشد، زیرا او به محض شنیدن این کلمه آن را خاموش میکرد. همچنین موسیقی که در آن کلمه جهنم به کار رفته باشد. همچنین مت را مجبور کردیم لباسی بپوشد که روی آن نوشته شده بود 666 (عدد شیطان). و اینها گامهای بزرگی برای پسری بودند که به طور جدی از اضطراب ناشی از ترسهایش ناتوان شده بود.»